تصور کنید که یک توکن جدید و امیدوارکننده را با هزاران دارنده، قیمتهای رو به افزایش و یک جامعه فعال کشف میکنید. همه چیز به نظر مشروع میرسد تا اینکه ناگهان نقدینگی ناپدید میشود. اینگونه است که یک کشیدن فرش آغاز میشود.
به جای اینکه به سادگی پول شما را بربایند، توسعهدهندگان ابتدا اعتماد را از طریق نقدینگی قفلشده و قراردادهای واگذار شده ایجاد میکنند. سپس، با استفاده از پلتفرمهای اجتماعی فعال و هیجان هماهنگ، درباره توکن خود جنجال ایجاد میکنند.
هرچه جامعه قویتر شود، جذب سرمایه جدید و عمیقتر کردن اعتماد سرمایهگذاران آسانتر میشود. این فرآیند معمولاً در عرض ۴۸ تا ۷۲ ساعت، از ایجاد هیجان تا خروج، اتفاق میافتد.
کشیدن فرشهای سخت نقدینگی را در یک حرکت از طریق تخلیه کیف پول توسعهدهنده یا برداشت از استخرها تخلیه میکنند، در حالی که کشیدن فرشهای نرم به آرامی ارزش را از طریق فروشهای داخلی، آزادسازی توکنها یا نقشههای راه رها شده کاهش میدهند.
در نهایت، توسعهدهنده عواید را برداشت میکند و TVL شروع به سقوط میکند و آنچه را که هیجان پنهان کرده بود، نمایان میسازد. در نتیجه، این توکن در زنجیره باقی میماند اما ارزش عملی کمی در بازار یا اعتماد سرمایهگذاران دارد.
الگوهای پشت اکثر کشیدن فرشها
هر توکنی به اندازهای که در ابتدا به نظر میرسد، غیرمتمرکز نیست. یک پروژه میتواند هزاران دارنده را جذب کند و در عین حال بیشتر کنترل را در چند کیف پول توسعهدهنده نگه دارد. اینجا جایی است که خطر واقعی آغاز میشود.
موارد تاریخی کشیدن فرش نشان میدهد که علائم هشداردهنده به ندرت به تنهایی ظاهر میشوند. در عوض، چندین نشانه معمولاً به طور همزمان قبل از برداشت نقدینگی ظاهر میشوند.
سپس قرارداد هوشمند تعیین میکند که آیا این خطر به واقعیت تبدیل میشود یا خیر. توابع مخفی مینت، مالکیت حفظشده، قراردادهای قابل ارتقا یا محدودیتهای فروش میتوانند به آرامی به توسعهدهندگان کنترل بیشتری نسبت به آنچه سرمایهگذاران انتظار دارند، بدهند.
دادههای زنجیرهای به طور مداوم تمرکز بالای کیف پولها را که در آن ۵ تا ۱۰ دارنده بر بیش از ۳۰٪ عرضه کنترل دارند، با افزایش خطر دستکاری مرتبط میسازد. علاوه بر این، این خطر زمانی افزایش مییابد که تخصیصهای توسعهدهنده فاقد دورههای قفل معنادار یا قفلهای نقدینگی به سرعت پس از راهاندازی پروژه منقضی شوند.
معماری قرارداد نگرانی دیگری را اضافه میکند. کد منبع تأیید نشده، توابع مینت فعال، پروکسیهای قابل ارتقا و محدودیتهای فروش قابل تنظیم به توسعهدهندگان اجازه میدهد تا پس از استقرار کنترل را حفظ کنند.
رفتار بازار اغلب این خطرات ساختاری را تقویت میکند. این امر از طریق افزایش سریع قیمت که توسط ترویجکنندگان تأثیرگذار حمایت میشود، اتفاق میافتد. این علاوه بر حجم ارگانیک پایین و نرخهای رشد دارنده کاهشی است که قبل از انتقالهای بزرگ کیف پول توسعهدهنده و کاهش استخرهای نقدینگی رخ میدهد.
برای مثال، مواردی مانند SQUID و LIBRA مسیرهای مشابهی را دنبال کردند، با وجود روایتهای مختلف. به طور کلی، این الگوها نشان میدهند که کشیدن فرشها بهتر است از طریق سیگنالهای همگرا در زنجیره، قرارداد و رفتار شناسایی شوند تا هر معیار منفرد.
با این حال، همه پروژهها این مسیر را دنبال نمیکنند. استفاده از قفلهای شفاف، کد تأیید شده و فرآیندهای حسابرسی شخص ثالث، دستکاری را به شدت دشوار میسازد. در نهایت، غیرمتمرکز بودن به میزان کنترلی که توسعهدهندگان مایل به واگذاری آن هستند بستگی دارد.
استفادههایی که سرمایهگذاران را به دام میاندازند
این کنترل اغلب از طریق نوع استفادهای که توسعهدهندگان انتخاب میکنند، نمایان میشود. هانیپاتها همچنان رایجترین هستند و ۹۸,۴۴۲ توکن کلاهبرداری را شامل میشوند. این قراردادها به سرمایهگذاران اجازه میدهند که به طور معمول خرید کنند، اما فروش را ممنوع یا به شدت محدود میکنند و به طور مؤثری وجوه را زمانی که نقدینگی کافی وارد میشود، به دام میاندازند.

توابع مخفی مینت با ۶۰,۹۸۵ مورد در پی آن هستند که به توسعهدهندگان اجازه میدهند پس از راهاندازی عرضه را افزایش دهند و دارندگان موجود را رقیق کنند. واگذاریهای مالکیت جعلی در ۴۸,۹۷۴ توکن دیگر ظاهر میشوند و تقویت میکنند که چگونه کنترل میتواند پنهان بماند با وجود ادعاهای غیرمتمرکز بودن.
با این حال، تنوع روزافزون استفادهها نشان میدهد که کلاهبرداران سریعتر سازگار میشوند و بررسی قراردادهای هوشمند به همان اندازه که عمل قیمت قبل از سرمایهگذاری اهمیت دارد، ضروری است.
خلاصه نهایی

