نکات کلیدی
چرا توکنسازی برای مالیاتهای نهادی اهمیت دارد؟
این فرآیند زمان تسویه را کاهش میدهد، واسطهها را کم میکند و بهرهوری عظیمی را آزاد میکند.
چه چیزی موج بعدی رشد ارزهای دیجیتال نهادی را به حرکت درخواهد آورد؟
افزایش داراییهای واقعی توکنشده، که پیشبینی میشود از ۰.۶ تریلیون دلار در ۲۰۲۵ به نزدیک به ۱۹ تریلیون دلار تا ۲۰۳۳ برسد.
مالی نهادی از نگاهی به دنیای ارزهای دیجیتال به دست دادن دست و درخواست بازدید تبدیل شده است! با ۸۳٪ از شرکتهای بزرگ که اکنون حداقل یک نوع خدمات دارایی دیجیتال ارائه میدهند، گفتگو واقعاً آغاز شده است.
دسکهای معاملاتی و ETPها تنها گرمکردن بودند. اکنون هیجان واقعی حول توکنسازی است، جایی که داراییهای واقعی (RWAs) برای زیرساختهای زنجیرهای بازسازی میشوند.
آیا این همان چیزی خواهد بود که ارزهای دیجیتال نهادی را به مرحله بعدی رشد خود میبرد؟
فراتر از عمل ابتدایی
بر اساس دادههای Bitwise، ۸۳٪ از بزرگترین موسسات مالی جهان حداقل یک خدمت دارایی دیجیتال ارائه میدهند.
در ابتدا، بیشتر این فعالیتها در نقاط ورودی واضح متمرکز بود: دسکهای معاملاتی، نگهداری و در نهایت ETPهای ارز دیجیتال. اینها روشهای «ایمن» برای شرکت در این حوزه بودند، محصولاتی آشنا که دور داراییهای جدید پیچیده شده بودند.
منبع: X
اما اینجا چیزی است که شما از دست میدهید.
توکنسازی به رایجترین پیشنهاد در میان موسسات تبدیل شده است، از گلدمن ساکس و جیپیمورگان تا دویچه بانک و بورس لندن. و بر خلاف تجارت یا ETPها، توکنسازی به بازسازی نحوه حرکت، تسویه و تولید نقدینگی داراییهای مالی مربوط میشود.
پیشبینیهای رشد تغییر را غیرقابل انکار میکند.
داراییهای توکنشده پیشبینی میشود که از تنها ۰.۶ تریلیون دلار در ۲۰۲۵ به نزدیک به ۱۹ تریلیون دلار تا ۲۰۳۳ برسد. این یک جهش بزرگ است!
منبع: X
شاید توکنسازی جایی باشد که موسسات بازی بلندمدت را میبینند. RWAs با زیرساختهای برنامهپذیر ملاقات خواهند کرد و ارز دیجیتال دیگر یک شرط جانبی نخواهد بود.
چرا توکنسازی ممکن است قطعه گمشده پازل باشد
توکنسازی RWAs مشکلاتی را که موسسات برای دههها با آن مواجه بودهاند حل میکند. این فرآیند داراییهایی مانند اوراق قرضه، صندوقها، املاک یا محصولات اعتباری را بر روی زیرساختهای برنامهپذیر قرار میدهد. این بلافاصله بهرهوری را آزاد میکند.
به جای زمانهای طولانی تسویه، چکهای دستی مداوم و چندین واسطه، معاملات توکنشده سریعتر حرکت میکنند و هزینه پردازش آنها بسیار کمتر است.
برای موسسات بزرگ که هر روز با حجمهای عظیم سر و کار دارند، حتی افزایشهای کوچک در بهرهوری میتواند به صرفهجوییهای قابل توجهی منجر شود.
توکنسازی همچنین مالکیت جزئی را آسان میکند.
یک اوراق بهادار خزانهداری یا دارایی اعتباری خصوصی توکنشده میتواند به قطعات کوچکتر تقسیم شود بدون اینکه خود دارایی تغییر کند. این امکان توزیع وسیعتر، طراحی محصول انعطافپذیرتر و دسترسی برای انواع مختلف سرمایهگذاران را فراهم میکند، همه بدون تغییر در نحوه عملکرد ابزار اصلی.
نقدینگی نیز بهبود مییابد.
داراییهای توکنشده میتوانند در تمام ساعات شبانهروز در پلتفرمهای جهانی معامله شوند، بر خلاف بازارهای سنتی که ساعات کاری سختگیرانهای دارند. موسسات این را ارزشمند میدانند زیرا نقدینگی مداوم ریسک را کاهش میدهد و باعث میشود سرمایه آنها به طور مؤثرتری کار کند.
بازسازی بازارهای جهانی
تأثیر بلندمدت توکنسازی فراتر از آسانتر کردن تجارت داراییها است.
بازارهای سرمایه، به عنوان مثال، میتوانند از سیستمهای فعلی تکهتکه و وابسته به حوزههای قضایی به مدلی یکپارچهتر تغییر کنند که در آن داراییها با واسطههای کمتر و اصطکاک بسیار کمتری بین پلتفرمها حرکت میکنند.
برای بانکها، این به معنای فرصتی برای سادهسازی همه چیز از صدور تا تسویه است. این امر هزینهها را کاهش میدهد در حالی که شفافیت و انطباق را بهبود میبخشد.
خود صدور دارایی نیز میتواند دستخوش تغییرات عمدهای شود.
ایجاد یک اوراق قرضه یا ابزار اعتباری خصوصی در حال حاضر نیاز به لایههای زیادی از کاغذ بازی و هماهنگی دارد. در یک محیط توکنشده، صدور به صورت برنامهپذیر، سریعتر و قابل دسترس برای یک پایگاه سرمایهگذار جهانی میشود.
موسسات به معنای فرهنگی «ارز دیجیتال را قبول نخواهند کرد». بلکه آنها به سادگی از زیرساختهای زنجیرهای استفاده خواهند کرد زیرا کارآمدتر هستند. و ناظران نیز در حال تنظیم هستند.
چه چیزی در راه است؟
با وجود تمام این شتاب، توکنسازی هنوز چند مانع برای عبور دارد تا به سیستم پیشفرض مالی جهانی تبدیل شود.
قابلیت همکاری بزرگترین چالش باقیمانده است. زنجیرههای خصوصی، زنجیرههای عمومی و سیستمهای داخلی موسسات اغلب نمیتوانند به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
TradFi در حال حاضر با تکهتکه شدن سیستمها دست و پنجه نرم میکند و ارز دیجیتال نمیتواند الگوی مشابهی را تکرار کند.
تنظیمگری نیز بخشی از این پازل است.
بیشتر حوزههای قضایی هنوز در حال بررسی این هستند که چگونه داراییهای توکنشده در قوانین موجود اوراق بهادار، حفاظت از سرمایهگذاران و چارچوبهای انطباق جا میگیرند. موسسات تا زمانی که قوانین واضحتر و سازگارتر در مرزها وجود نداشته باشد، به طور کامل این محصولات را مقیاسگذاری نخواهند کرد.
مدلهای نگهداری نیز در حال تحول هستند.
نگهداری داراییهای توکنشده به سادگی ذخیرهسازی اوراق بهادار سنتی نیست و موسسات به زیرساختی نیاز دارند که هم ایمن باشد و هم از نظر عملیاتی آشنا. این به معنای ساخت سیستمهایی است که ابزارهای بومی زنجیرهای را با حفاظتهایی که به آنها عادت کردهاند ترکیب کند.
با این حال، هیچیک از این چالشها مانع جدی نیستند.
موسسات و حوزههای قضایی که قابلیت همکاری را حل کنند، تنظیمگری واضحی ارائه دهند و نگهداری قابل اعتمادی بسازند، برندگان عصر توکنشده خواهند بود.
بقیه در نهایت باید به روز شوند.

